parsa

parsa جان تا این لحظه 7 سال و 4 ماه و 1 روز سن دارد

دیماه 92

سلام.خوبین؟دلم واسه خودتون و نی نی های نازتون خیلی تنگ شده بود اما راستش دیگه خیلی وقت ندارم بیام نی نی پیج.حجم درسهام و کارهام و به خصوص شیطونی های پارسا خیلی زیاد شدن.

بگذریم

بگم از شرح حال پارسا،

گل پسرم دیگه کاملا میتونه حرف بزنه البته خیلی چیزا را اشتباه میگه اما خیلی شیرین حرف میزنه.

تقریبا همه حیوانات و میوه ها و ابزار های کار مثل آچار.انبر. پیج گوشتی .چکش و ...را میشناسه.

از دیوار راست بالا میره(خخخخخخخ)

یه چند وقتی هم درگیر تب و دردهای واکسن 18ماهگی و ویروس شدید سرماخوردگی بودیم و اصلا نتونسم ازش عکسای خوبی بگیرم .

این عکسا هم موقعیکه خواب بود گرفتم ببخشید که خوب نشدن

چند روز پیش هم داشت میدوید که پاش گیر کرد به لبه فرش و خورد زمین و ابروش خورد به مبل و شکست که در این عکس مشاهده میشه اما خداروشکر به بخیه نیاز پیدا نکرد

و اما این انگشتری که دست پارسا میبینید داییش واسش از مشهد سوغات آورده و انقدر باهاش واسه ما کلاس میذاره که خدا میدونه و اصلا نمیذاره از دستش در بیاریم منم ازش عکس گرفتم که واسش به یادگار بمونه.

دوستون دارم.


تاریخ : 12 دی 1392 - 22:36 | توسط : سمر | بازدید : 1180 | موضوع : وبلاگ | 14 نظر

  • چه عجب ماماني به خدا دلم براي اين پسر يه ذره شده بود.
    آخرشم خوابه..
    تو را خدا يه عكس از بيداريش بذار
    ميبوسمت هوارررررتا
  • الهی.. عزیزم.. دلم برات خیلی تنگ شده بود.. ابروت چی شد خاله جون؟ خیلی مواظب خودت باش. می بوسمت گلم:*
  • قربونت بشم خوشگلم به پسرماهم سربزن
  • به به آقا پارسای گل بالاخره اومدین؟چقد نازخوابیدی عزیزم.معلومه حسابی شیطونی کردی که اینجوری گرفتی خوابیدی.
    چقدر انگشترت قشنگه پارساجونم.خیلی هم به دستت میاد.........
    مواظب خودت باش وروجک
  • ای جان...عزیزم دلم برات تنگ شده بود....می بووووووووووووسمت خودت واون انگشتر خوشگلتو.....
  • اون انگشتر و دستای کوچولوت تو حلقمه....
    بووووووووووووووس
  • مارو کیجاشان (مادر و دخترها)
    دوشنبه 16 دی 1392 - 19:58
    سلام عزیزم ، کوچولوی خیلی ناز و دوست داشتنی داری ایشاالله دومادش کنی
    عزیزم من و دخترام یه آشپزخونه با غذاهای شمالی درست کردیم شما هم دعوتید خوشحال میشم اگه دعوتم قبول کنی پیش ما بیای منتظرتم عزیزم
  • خاله جون چه انگشتر قشنگی داری! چرا اینقدر این واکسنها شماها رو اذیت میکنن؟ منم سه هفته درگیر ناراحتیهای بعد واکسن یکسالگی پانیا بودم. مامانی میگن واکسن 18 ماهگی خیلی سخته؟درسته؟
  • ای جانم عزیز خاله چی شد ابروی نازت؟!! چه گل پسر نازی هستی ماشالا هزار ماشالا......
    پاشو پاشو درست بشین که بدجور تو دلم نشستی........
    درضمن مامانی مهربون خیلی خوشحال شدم باهاتون اشنا شدم 2تا حسن تصادف!!!! اصفهان و پارسا.......
    خوشحال میشم با پارسا و پارمیس من دوست بشی پارسا کوچولوی نازززززززززز بوووووووووووووووووووووووووووس
  • راستی افرین به تو پسر زرنگ.... پارسای من 3 ماه از شما گل پسر بزرگتره..... اما مثل شما زرنگ نیست و هنوز زبون باز نکرده!!!! فقط چندتا کلمه میگه
  • به به اقا پارساخوبی عزیزم دلمون برات یه ذره شده بود.تو این مدت حسابی واسه خودت اقا شدی خاله جون توی بازیات بیشتر مواظب خودت باش بازم خداروشکر ابروت نیازی به بخیه پیدا نکرد وای عاشق اون عکسی که انگشتر تو دستته شدم دست دایی درد نکنه...میبوسمت عزیزدلم
  • سلام. پست جدید گذاشتم.دوست داشتید سر بزنید...
  • خوش اومدید مامانی بعداین همه مدت,خوابای رنگی ببینی پسرباهوش وشیطونم:-*:-* ایشاالله که دیگه هیچوقت رنگ مریضی رونبینه گل پسرمون.
  • آفرین گل پسر خوب که دیگه حرف های خوب میزنی انشاءالله سلامت باشی انگشتر خیلی نازی هدیه گرفتی منم جای تو بودم از دستم در نمی آوردمش خیلی مواظبش باشششششششششششششش عزیزم.

نظر شما

نام
ایمیل
وب سایت / وبلاگ
پیغام